تبلیغات
♫ جملات عاشقانه ♥ جملات زیبا ♥ جملات خنده دار ♫ - باران
بــِسْم ِاللْـہِ الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ

باران

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 11 دی 1393-18:05



باران می بارید...

کودك نگاهی به سوراخ چكمه اش انداخت!

  لبخندی زد

  سرش را رو به آسمان كرد وگفت: " خدایا گریه نكن "

 امشب می دوزمش...!




جملات زیبا
نظرات() 
mirnafones.jimdo.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 18:55
Hello there I am so delighted I found your webpage, I
really found you by error, while I was researching on Aol for something
else, Regardless I am here now and would just like to say kudos for a incredible post and a all round interesting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to read through it all at the moment but I have saved it and also added your RSS feeds, so
when I have time I will be back to read more, Please do keep up the excellent jo.
What do you do for Achilles tendonitis?
شنبه 14 مرداد 1396 22:04
Hey! Someone in my Myspace group shared this website with us so I came to look it over.
I'm definitely enjoying the information. I'm book-marking
and will be tweeting this to my followers!
Terrific blog and amazing design.
http://bigfever9351.jimdo.com/
شنبه 7 مرداد 1396 09:33
Hi there, There's no doubt that your website might be having browser compatibility
issues. When I take a look at your web site in Safari, it looks fine
however when opening in IE, it has some overlapping issues.
I simply wanted to provide you with a quick heads up! Other than that,
fantastic site!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:00
Amazing! Its genuinely remarkable paragraph, I have got much clear idea about from this article.
تنها
یکشنبه 14 دی 1393 20:54
سلام خدمت دوست عزیز..
واقعا عالی
کاش باران ببارد..
ومن برایت دعا میکنم.برای تمام خوبی ها و بدیهایت.خدا تمام کنج های دنیا نشسته است و من گوشه ترین کنج را انتخاب میکنم.اینجا خدا نزدیک تراست.مینشینم چشم هایم را میبندم و بغض میکنم..من بدم زیادی بدم..اصلا امده امده ام که بدیهایم را گرو بگذارم که بگویم من جزئ بدی چیزی ندارم.
با مهربانیت بدیهایم را خوب کن و چادر گلدار مامان را میکشم روی پاهایم تا کسی نبیند که پاهایم میلرزند.سرم را میگذارم روی زانو هایم تا کسی سرخی چشم هایم را نبیند.
زیر لب دعاهایم را زمزمه میکنم تا سوزش گلویم بیشتر نشود..دستم را میگذارم روی قلبم تا کسی سیاهی اش رانبیند..باتمام بدیهایم امده ام که دعا کنم..هنوز نمیدانم برای چه دعا میکنم ..برای کدام ارزو؟
برای که دعا میکنم؟برای کدام اتفاق؟دیگر منتظر اتفاق ها نیستم..خیلی وقت است که دیگرمنتظر اتفاق ها نمی مانم.هنوز نمیدانم با این همه دعا قرار است که دیگرچه اتفاقی بیفتد؟حتی دلم نمیخواهد اتفاق هارا هم آرزو کنم..حتی دلم نمیخواهد برای اتفاق های خوب هم احتمال بدهم.فقط میدانم بزرگترین اتفاق این روزها خنده های سرخوشانه ی توست ومن برای لبخند تو دعا میکنم..سرم را بلند میکنم اینجا پراست از ایینه های شفاف و صاف.از زمین تا اسمان.
ایینه ها مرا نشان نمیدهند.بارها ایستاده ام رو به روی ایینه ها تا نشانم بدهند.تا شال سفیدم را مرتب کنم..نمیدانم چرا ایینه ها نشانم نمیدهند..
قسمتی از دلنوشته های هستی
پاسخ MORTEZA : لایک
دوستدار حیوانات
یکشنبه 14 دی 1393 11:33
salam
ba ejaze chand ta az matlabato kope kardam
ejaze hast???
پاسخ MORTEZA : سلام
آره عزیز
m
جمعه 12 دی 1393 20:36
سلام
مطالب فوق العاده بود . منون
پاسخ MORTEZA : سلام
متشکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر