جملات زیبا

فقر

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-21:51


61621299507910484924.jpg



من این عکس رو میبینم همیشه بغض میکنم

خدایا هیچکس و تو دنیا گرفتار فقر نکن که اینجوری حصرت بخوره

اگه آرزوی توهم اینه  بگو آمین..







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شرم میکنم....

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-21:16


26173070310059269419.jpg

شرم میکنم با ترازوی کودکی گرسنه

وزن سیری ام را بکشم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوست داشتن

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-21:07



31272f2172ab1edef0bf085afdafbd1c-425.jpg


چـه خـوب اسـت آدمها یـک نفـر را هـر روز دوسـ♥ــت داشتـه باشنـد

نـه هـــر روز یــک نــفــــر را ...!!!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دکتر شریعتی

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-20:06



11d750e645f4f5f098fb5158ef0c9fe5-425.jpg


کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

 که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود

دوم اینکه سیگار می کشید

سوم که از همه تهوع آور بود اینکه در آن سن و سال، زن داشت.

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،

سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

و تازه فهمیدم که :

 خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند

 که در خودش وجود دارد

دکتر شریعتی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فیلیپ

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 29 آبان 1393-19:25

11797160305578927099.jpg

یکی از اساتید دانشگاه میگفت در دوره تحصیلاتم در آمریكا

در یك كار گروهی با یك دختر آمریكایی به نام كاترینا وهمینطور فیلیپ،

 كه نمیشناختمش همگروه شدم.

از كاترینا پرسیدم فیلیپ رو میشناسی !. ؟

كاترینا گفت آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره

و ردیف جلو میشینه ! گفتم نمیدونم كیو میگی !

گفت همون پسر خوش تیپ كه معمولا پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش میكنه !

گفتم نمیدونم منظورت كیه؟

گفت همون پسری كه كیف و كفشش همیشه با هم سته !

بازم نفهمیدم منظورش كی بود !

كاترینا تون صداشو یكم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه،

همون پسر مهربونی كه روی ویلچیر میشینه...

این بار دقیقا فهمیدم كیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فكر...

آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه

كه بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی كنه...

چقدر خوبه مثبت دیدن اگر كاترینا از من در مورد فیلیپ میپرسید چی میگفتم ؟

حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه !!

وقتی نگاه كاترینا رو با دید خودم مقایسه كردم خیلی خجالت كشیدم ...

چقدر عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم

 و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی كنیم..





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حرفهایِ یك پـــــــدرِ جانباز

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:چهارشنبه 28 آبان 1393-21:44



78475471763988792005.jpg

حرفهایِ یك پـــــــــــــــــــــــــدرِ جانباز :

 دوست داشتم باهم میتونستیم بریم پارك باهات بازی كنم،

 عروسیتو ببینم،

اما چاره ای نداشتم دختر عزیزم ،

باید میرفتم ،

باید میرفتم كه تو وتمام كودكان سرزمین من همیشه خوشحال وسربلند باشید ...

یادمون نره مدیون جانبازایی هستیم که یه عمر دارن زجر میکشن

و درد تحمل میکنن به خاطر ما

به هرچی هم متعقد باشیم و نباشیم این عزیزان رو سر ما جا دارن





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دست مهر

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 7 اردیبهشت 1393-21:20


 

تنها بگذار دست مهر تو بر سرم باشد،گشنگی نیست،ضعف تن نیست،


آب نمیشود قند در دلم با دیدن عروسک زیبای دخترک رهگذر...



300821_287235794633697_1937772921_n.jpg





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی تفاوتی

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:شنبه 6 اردیبهشت 1393-21:18

شاید سهم تو از زندگی نگاه بی تفاوت آدمهایی باشه که ساده از کنارت عبور میکنن،اما میدونی ؟ بین من و تو یه دنیا

شباهت وجود داره:

آرزوهایی که من براشون فاتحه فرستادم و تو از کنارشون رد میشی!!!



297588_205003912900983_429281960_n.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیاز داغ

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:شنبه 6 اردیبهشت 1393-21:15

 

بله همونطور که میدونید آیت الله علم الهدی (امام جمعهء مشهد) اعلام کرده بودند که :


اگر مرغ در دسترس نیست بجایش اشکنه پیاز داغ بخورید!!


خب ، همونطور که میبینید ایشون در حال صرف اشکنه و پیاز !! هستند و دوربین های خبری رَصَدشون کردن :دی




530126_10150997221827909_1635430396_n.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوابیدی

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:شنبه 6 اردیبهشت 1393-20:58

 
خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی دردو غصه

دیگه کابوس زمستون نمیبینی توی خواب گلای حسرت نمیچینی

دیگه خورشید چهرتو نمیسوزونه جای سیلی های باد روش نمیمونه

دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی

292017_287237057966904_1327473339_n.jpg




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صدقه

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:شنبه 6 اردیبهشت 1393-20:49

این عكس ما را به واقعیت نزدیكتر میكند!

صدقات شما ( با هر دینی)به كجا میرود؟!

اگر جای درستی میرود..!!

پس این مادر...

جای غلطی را انتخاب كرده است!!!

هنر عكاسی كار خود را كرده !!

كار من و تو... فقط كمی تفكر است!!


فقط كمی تفكر!!


فقط... كمی!!!!



1609820_10152038834445222_2944173756314332292_n.jpg




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهشت

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393-12:10




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دستان پدرم

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:جمعه 1 آذر 1392-21:00




پیشونی حاجی شهر پینه بسته


دستان پدرم نیز همینطور


بزرگتر که شدم تازه فهمیدم


پدرم با دستانش نماز میخواند!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنبال غذا نیستم

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:جمعه 26 مهر 1392-13:30


1234247_593471564042794_1219504113_n.jpg




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

*/*

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:جمعه 26 مهر 1392-13:19

1045087_558919230831361_333260028_n.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

!!!!

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:جمعه 26 مهر 1392-13:13

1236749_594607330595884_1031660267_n.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بدون شرح

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:جمعه 26 مهر 1392-13:06

1379524_538481786238457_1171269860_n.jpg


و من یک دنیا غم دارم برای کودکی که هم بازیهایش از او بیشتر دارند





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خواجه عبدالله انصاری فرمود

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:چهارشنبه 20 شهریور 1392-12:44




خواجه عبدالله انصاری فرمود:


بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است 


و روزه فزون داشتن، صرفه ی  نان است 


و حج نمودن، تماشای جهان است

.

اما نان دادن، کار مردان است...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سنگریزه

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 3 شهریور 1392-15:44




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطره

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:دوشنبه 31 تیر 1392-20:45




گاهی ارزش واقعی یک لحظه را

 تا زمانی که به یک خاطره تبدیل نشود نمی فهم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باران

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-14:45

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم ...

فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.


 رفتم گوشه ای نشستم.


 چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.


 صبح که بیدار شدم. مادرم گفت:


" نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد"...







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهانه گیر

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-14:17

بــــــهانه گـــــــیر ،زبــــــــــان نفهم … دلـــــــــــم را مـیگویـــــــــم … !


آخــــــــر تــــورا از کـــــــجا برایش بـــــــــیاورم






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

..

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-14:05

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . .

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!

ولی ... هیچوقت نفهمیدند

کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا !

یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سنگدل

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-14:02


چه سنگدل است سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند  تا درد

گرسنگی را تحمل نماید.   -  جبران خلیل جبران










داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عصا

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-14:00

تلخ ترین خرید دنیا،خرید عصا برای پدرم بود ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گناه

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-13:58





پدر : خوب هر چی ملا یادت داده رو ول کن فقط یک گناه وجود داره اونم

دزدیه و السلام .هر گناه دیگه ای هم نوعی دزدیه . اگر مردی رو بکشی

یک زندگی رو می دزدی حق زنش رو از داشتن شوهر می دزدی .وقتی

دروغ می گویی حق کسی رو از دانستن حقیقت می دزدی وقتی تقلب

می کنی حق رو از انصاف می دزدی. می فهمی؟

                                              همایون ارشادی  - فیلم بادبادک باز








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلامتی

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-13:49






دو تا رفیق بودن یکیشون فراری میشه دوماه میره خونه رفیقش

میمونه.بعد دوماه میره سرمحل یه دخترخوشگل رد میشه

بهش تیکه میندازه...یکی بهش میگه باباخواهر رفیقت بود

که دوماه خونشون خوابیدی...

میره جلودرخونه رفیقش که رفیقش داشته عرق میخورده

میگه شرمنده رفیق من خواهرتو نمی شناختم

بهش تیکه انداختم...رفیقش میگه:

به سلامتی رفیقی که دوماه تو خونم بود

خواهرمو نشناخت...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:یکشنبه 2 تیر 1392-09:59

هـوالبـاقے

|| کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ || 

|| هـر انسـانے طعـم مـرگ را مے‏چشـد ||

« ۳۵ انبیا »
افسران -  در همین نزدیکیست ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:شنبه 1 تیر 1392-12:32


گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! ..      

  گفتمش: دل مال تو، تنها بخند...

خنده کرد و دل ز دستانم ربود....      

  تا به خود باز آمدم او ..رفته بود..

دل ز دستش روی خاک افتاده بود..    

جای پایش روی دل جا مانده بود......





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.....

نویسنده :MORTEZA
تاریخ:سه شنبه 28 خرداد 1392-09:24


فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد . . .

فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد . . .

فقط رفت . . .

فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم . . .


دل شکستهدل شکستهدل شکسته






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7